مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
470
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
كه آحب نام داشت برانگيخت . و آن پادشاه زنى داشت به نام ازبيل و هنگامى كه براى جنگ با پيامبران بيرون مىرفت آن زن را به جانشينى خود مىگذاشت و آن زن بتپرست بود و ايشان را بت بزرگى بود به نام بعل . اين قوم او را تكذيب كردند و بر او شوريدند و او را تبعيد كردند . خداوند باران را از ايشان بازداشت تا اينكه گرسنگى بر ايشان سخت گرفت و ايشان هر چه مىخواستند از الياس طلب كردند تا آن را باز گرداند و دربارهء ايشان دعا كند و اليسع بن اخطوب شاگرد الياس بود و خداوند او را بر ايشان مبعوث كرد كه اگر مىخواهيد كه خداوند رنج و اندوهتان را از ميان بردارد پرستش بتان را رها كنيد . گويند كه ايشان ايمان آوردند و تصديق كردند و خداوند بلا را از ميان ايشان برد و به زندگى پرداختند . سپس ديگر بار كافر شدند و الياس دعا كرد كه خداوند او را از دست ايشان راحت كند . ياد كرد اختلاف در اين داستان گويند الياس سياح بود و گياه سبز مىخورد چندان كه آن گياهان از وراى پوست بدنش در امعاء او ديده مىشد . چون آن قوم به دو كافر شدند خداوند به دو وحى فرستاد كه من روزى ايشان را بر دست تو قرار دادم . پس سه سال باران را از ايشان قطع كرد و ايشان ناگزير مردار و گوشت سگان مرده را مىخوردند . چون ديگر بار به كفر خويش بازگشتند او از خداوند خويش خواستار شد كه او را از ميان ايشان نجات دهد . گويند ستورى به رنگ آتش نزد او آمد و او بر آن سوار شد و او را برد . شاگردش اليسع او را آواز داد كه مرا چه فرمان مىدهى ؟ گفت : فرمانبردارى از خداوند و پيمان . خداوند او را بال و پر داد و لذت خوردن و آشاميدن را از او گرفت و او را وجودى زمينى ، آسمانى ، انسانى و فرشتگى بخشيد . حسن گويد او موكل بر صحراها و دشتهاست و خضر موكل بر درياهاست و اين دو در ايّام حج هر سال با يك ديگر ديدار مىكنند . ياد كرد اليسع بن اخطوب او شاگرد الياس بود و خداوند او را پس از وى پيامبرى بخشيد . بعضى گويند اليسع ، همان ذو الكفل است و بعضى گفتهاند كه خضر است و بعضى گفتهاند او ابن العجوز است و خداى داناتر است . در كتاب ابى حذيفه آمده كه ذو الكفل همان اليسع بن اخطوب شاگرد الياس است و او غير از اليسعى است كه خداوند در قرآن ياد كرده